داستان واهیک


داستان واهیک


داستان واهیک


خدا رو شکر میکنم برای این فرصتی که ایجاد شد بتونم در مورد کاری که خدا در زندگی من انجام داد برای شما توضیح بدم.

فقط اینو میتونم بگم در عرض چند دقیقه که من همیشه در قلبم یک خلاء خالی بود و خیلی تلاش میکردم که این خلاء درونی من رو با چیز های دیگه پر کنم از جمله تا اونجایی که من خودم رو شناختم با روش های عرفانی , هیپنوتیزم و یوگا و حتی به مواد مخدر رسید که از این طریق میخواستم در واقع جای خالی خدا رو پر کنم.

که هیچ وقت نتونستم ,موفق نشدم ,تا این که سال ها بعد من در سال 1994 سر از کشور هلند در اوردم و اونجا وعضیت من بسیار خراب تر ار وعضیتی که در ایران داشتم شد چون فکر میکردم بیام بیرون زندگی من عوض خواهد شد ولی در هلند وعضیت من خیلی اسفناک شد . حتی به مرحله ی دزدی و مواد مخدر که همون جور ادامه پیدا کرد و خیلی همینجور ی بد تر و بد تر تا اینکه پیغام انجیل رو من یک روز از یک خانواده شنیدم که خدا قدوس ,خدا محبته و خدا میخواد که دست دوستی دراز بکنه و باما یک رابطه صمیمانه داشته باشه.

که این باعث سوالات زیادی در من شد که سوال کردم چطور من با این وعضیتی که دارم , با این خدایی که میگید قدوسه با من ملاقات بکنه. چیزی که قشنگ صحبت کردن گفتن که تو در هر وعضیت که هستی در هر شرایطی که هستی فقط کافیه که زانو بزنی و در نام عیسی مسیح دعا کنی و خدا تورو خواهد شنید .

برای خود من که مسیحی زاده بودم برام خیلی عجیب بود, تا حالا نشنیده بودم در نام عیسی مسیح قدرت است بعد همین که میخواستم زود تر به نتیجه برسم و رفتم در اتاقم زانو زدم و گفتم خداوندا از تو هیچی نمیخوام نه پول نه ثروت نه چیز دنیوی نه اقامت کشور هلند یک چیز میخوام بدونم  ایا تو واقعا وجود داری یا زایده ذهن ما تورو افریده و اینو در نام عیسی مسیح قول دادم که اگر خودتو به من نشون بدی من تمام زندگیم تو میکنم بعد از این دعا بود که بعد از چند روز اتفاق عجیبیب افتاد که حضور خدا رو من توی اتاقم احساس کردم شخصی که اومد داخل اتاق من وقتی که داشتم دعا میکردم فهمیدم یک محبت عجیبی در اتاق من بود و اونجا ,تمام دنیای من رو اون شخص میدونست که من کی هستم چه کاره هستم چیزی نبود که من بخوام توضیح بدم.

اونجا محبتی که من رو در اغوش گرفته بود بسیار عجیب و اونجا من نتونستم تحمل کنم همونجا روی زانو هام افتادم و شروع کردم گریه کردن و گفتم خداوندا من ادم فاسد گناه کاری هستم تو چظور با یک دعا به این شکل اسمان رو رها کردی و به زمین اومدی به این شکل من رو محبت میکنی ولی چرا الان , چرا سالها پیش که دنبالت بودم من رو ملاقات نکردی اونجا بود که خدا برای اولین بار شروع کرد با قلبم صحبت کردن و گفت که تو اون موقع گناه رو دوست داشتی وهم میخواستی خدا رو پیدا کنی.

برای همین انسان نمیتونه دوتا ارباب رو به یک اندازه محبت کنه .تازه متوجه شدم که من در کجا مشکل داشتم که نمیتونستم خدارو پیدا کنم برای همین از اون موقع به بعد من قلبمو کامل به مسیح سپردم و الان سالیان سال میگذره حدود بیست سال میگذره از اون واقعه و هنوزم افسوس میخورم که چرا زود تر نیومدم به سمت مسیح چرا زود تر من این پیغام رو نشنیدم شاید میتونه این پیغام امروز برای شما باشه بینندگان عزیز , میتونه امروز مسیح تورو لمس کنه . امروز میتونه زندگیت رو عوض بکنه همون روز که ,همون موقعی که در یک لحظه زندگی من رو عوض کرد از اعتیاد از مواد مخدر ,از هزارو یک اصارت دیگه در یک شب در یک لحظه ازاد کرد. میتونه امروز هم برای شما این اتفاق بیوفته و ارزوی قلب من و دعای من اینه که هرچه زودتر با این مسیح ملاقات بکنید و مثل من افسوس نخورید که ای کاش زودتر از این ها من میتونستم با این خدا ملاقات داشته باشم .

 

خوش حالم از این فرصت امیدوارم که وقت پر برکتی داشته باشید. 

شما با پر کردن این فرم می توانید با شهادت دهنده این ویدئو در ارتباط باشید و سوال های خود را از ایشان بنمایید


پیام های شما (5)

نظر آرش :

داستان زندگی شما داستانی تاثیرگذار و تامل برانگیز است. برکت روز افزون خداوند با شما و خانواده شما باشد.

نظر دنیا :

برادر واهیک شهادت شما همیشه باعث بنای من بوده, خداوند شما رو برکت بده

نظر ملینا :

واقعا شهادت هایتان عالی بود

نظر مهدی :

خیلی از شهادت شما برکت گرفتم واهیک جان خدا برکتت بده عزیز

نظر ژاسمن :

برادر واهیک عزیز و گرامی شهادتون بسیار قابل لمس بود و خدارا شکر میکنم برای کار زیبایش در زندگیتان و ایمان دارم که باعث برکت و تبدیل خیلی از قلبها یی خواهد بود اگر قلبهایشان را سخت نکنند و همانند یک کودک خودشان را در آغوش خدای پدر رها کنند!

ارسال پیام

  • سازمان مسیحی ۲۲۲
    • چگونه سازمان بین المللی مسیحی ۲۲۲ آغاز به کار کرد؟ ۲۲۲ در اواخر دهه ۸۰ میلادی آغاز به کار کرد. این زمانی بود که رهبران ارشد کلیسای ایران ، ایران را ترک کردند تا به دعوت خدا برای ایرانیان پراکنده در جهان کلیسا تأسیس کنند و رهبرانی جهت بازگشت به ایران و بازپس گیری زمین برای مسیح تربیت کنند. یکی از اولین میوه های ۲۲۲ در سال ۱۹۹۱ اتفاق افتاد. زمانی که ایرانیان مسیحی در کنفرانسی برای مشارکت ، تعلیم و اینکه از خداوند بشنوند، در دانمارک باهم جمع شدند. از آن زمان به بعد ۲۲۲ در فعالیتهای پیشگامانه به منظور تربیت و تعلیم رهبرانی که می توانند روی قوم ایران در هر سطحی از جامعه تأثیر بگذارند، دخیل بوده است. مضمون مشترک در تمامی خدمات ۲۲۲ توسط آنچه که خدا در ابتدا به رهبران داده الهام گرفته شده است : ” ایران یک روز برای انجیل باز خواهد شد. وظیفه شما کمک به کلیسای ایران و بطور خاص مسیحیان در غربت است تا برای این زمان بازشدن و آمادگی محصول آماده باشند. رهبرانی را تربیت کنید که بتوانند رهبران دیگری را آماده کنند. کارگر برای محصول آماده کنید و مردم را آماده کنید.” در اوایل دهه ۹۰ میلادی رهبران ۲۲۲ متوجه شدند که باید خدمات مختلفی که هرکدام از آنها درگیر آن بودند را تحت یک اسم و رویای مشترک دربیاورند. بعد از دعا و طلبیدن خدا ،آنها احساس کردند که خدا ۲و ۲ و ۲ را در قلبشان می گذارد. آنها کتاب مقدس را جستجو کردند و دوم تیموتائوس باب ۲ آیه ۲ را مطابق با رویای سازمان یافتند : ” و آنچه به شهود بسیار از من شنیدی ، به مردمان امین بسپار که قابل تعلیم دیگران هم باشند.” و به همین ترتیب خدمات به نام سازمان مسیحی ۲۲۲ نام گرفت. برای اطلاعات بیشتر در مورد آغاز و گذشته سازمان ۲۲۲ لطفا با آدرس ایمیل info@222ministries.org با ما مکاتبه کنید .

  • سایت های مرتبط
    • برای مشاهده دیگر وب سایت های سازمان می توانید از پرتال سازمان (فارسی نتورک) استفاده نمایید