داستان سودابه


داستان سودابه


داستان سودابه


من سودابه هستم ،سودابه قناطیان هستم در خوزستان به دنیا امده ام در شهر ماشهر،در یک خانواده پر جمعیت به دنیا اومدم.
در سن شانزده سالگی به خاطز فقر مالی و ناگاهی خانواده با مردی ازدواج کردم که دوبرابر خودم سن داشت و اونو اصلا دوست نداشتم و نمیتونستم به عنوان همسر قبولش کنم و عقد کردم در سال هشتاد و شش سال با اون عقد بودم،میخواستم جدا بشم ولی خب خانواده میگفتن که نه چون که شما عقدتون طولانی شده ازدواج کنید بهتر میشید و نسبت به اون هیچ احساسی نداشتم و به خاطر این که حرف خانواده رو زمین نزنم  با اون ازدواج کردم یعنی جشن عروسی گرفتیم و هیچ حسی ،احساسی به اون نداشتم و نمیتونستم اون رو به هنوان همسرم قبول کنم . زن داداش من که سهیلا هستش پیغام انجیل رو شنیده بود و ایمان اورده بود و اون از راز زندگی من خبر داشت و میدونست که من چه دردی رو میکشم.
خدا به قلبش گذاشت که بیاد با من صحبت کنه و اومد و پیغام رو به من داد ، گفت خداوند عیسی مسیح میتونه زندگی توروعوض کنه، به تو  زندگی جدیدی بده ،ارامش بده و شادی بیاره تو زندگیت ،چون من واقعا افسرده شده بودم.
هیچ ارامش و هیچ چیزی نداشتم دیگه همه چیز رو از دست داده بودم ، جوانی ام رو شادی ام رو از دست داده بودم چون در سنی نبودم که بخوام ازدواج کنم و ازدواج کرده بودم.
بعد از این که پیغام انجیل رو شنیدم در سال  86 ،انجیل رو سرسری خوندم مثل داستان و یک شب خداوند به خوابم گذاشت و اومدم دوباره عمیق خوندم ، عمیقا که خوندم خداوند با من صحبت کرد از طریق کلامش، ایه های چشمک زن ، ایه هایی که با قلب صحبت میکرد یکی متی باب 9 ایه 12 بود که گفت بیماران هستند که به طبیبان نیاز دارند نه تندرستان بعد این ایه به قلب من نشست چون من هم یک بیمار بودم ، یک افسرده بودم ،یک تنها بودم ، همه چیزامو از دست داده بودم و اون ایه به قلب من اومد و من عیسی مسیح رو به عنوان خداوند خودم پذیرفتم. 
بعد از مدت کوتاهی زندگیم رو دگرگون کرد یعنی شادی اورد ،ارامش اورد ،تبدیلم کرد منی که هیچ،هیچی نبودم ولی خداوند من رو بلند کرد ، عیسی مسیح من رو بلند کرد تا بتونم برای اون به درخشم.
از اون به بعد خدمتم رو شروع کردم در کلیسا ،کلیسا ما کلیسای خونگی بود و رشد تبدیلی من و  شادی و ارامش من زیاد تر شده بود و هر روزه بیشتر میشد و از عیسی مسیح خداوند زنده خیلی ممنونم که منو تبدیل کرد ، منو بلند کرد و نمونه ساخت و هرروزه منو نمونه میسازه و خداوند رو شکر میکنم به خاطر این خدای زیبا ، این خدای دوست داشتنی که ما داریم ،من شخصا به تمام خانم هایی که تنها هستند ، یک ازدواج ناموفق داشتند میتونم بگم که با عیسی مسیح رابطه داشته باشن چون او هم خدای ماست هم پدر ما هم دوست ما میتونه باشه و با اون صحبت کنند و اونا بیان و تبدیل بشن و نیاز هاشون رو مثل یک دوست یا مثل یک پدر یا برادر بگن و خدا میتونه از طریق کلامش راهنمایی شون کنه ، کلام رو بگیرن از تلویزیون ، اینترنت از هرجا که میتونن کلام بگیرن و زندگیشون تغییر کنه .
دوست دارم که همه ما در عیسی مسیح خداوند تبدیل بشیم و نمونه بشیم برای کسانی که از زندگیشون ناراضی هستند و زندگی ندارن ، یعنی در واقع هیچ شادی و ارامشی ندارند 
در سال 86 بود که ازدواج کردم ، بعد از ازدواجم ،خواستم زندگیم رو تغییر بدم ، همسرم رو خواستم تغییر بدم ولی نتونستم ، نخواست که تغییر کنه ، خودم تبدیل شده بودم ، شاد شده بودم ، ادمی بودم که گوشه گیر و منزوی بودم ولی تبدیل هامو میدید ولی نمیخواست بپذیره تا اینکه چند ماه بعد از ازدواج طلاق رسمی گرقتم و از اون جدا شدم ، اون منو مجبور کرد که طلاق بگیرم چون که نمیخواست مهریه پرداخت کنه و با رضایت کامل خودم جدا شدم و الان هم در خدمت تمام عزیزانم هستم و اینو با اقتدار میگم ، هیچ کس و هیچ چیزی به جز خدای ما خدای زنده نمیتونه که ما رو تبدیل کنه و شادی و ارامش رو به زندگی ما بده و برای اونایی که به من کلام رو رسوندن متشکرم و این پیغام رو میدم برای اونایی که کلام رو نشنیدن و از این طریق بتونن با خداوند ، خداوند راستی ، خداوند محبت ، خداوند ارامش کلام رو بشنوند .

داستان سودابه


شما با پر کردن این فرم می توانید با شهادت دهنده این ویدئو در ارتباط باشید و سوال های خود را از ایشان بنمایید


پیام های شما (9)

نظر فریبا :

برادر آندره عزیز فیض عظیم خداوند با شما شهادت عالی بود خدا بهتون برکت بده

نظر دنیل :

فیض وبرکت خداوندبرزندگی شما خواهرسودابه عزیزباشه.واقعابرکت گرفتیم.عالی بود.

نظر اصلان :

عالی بود خواهر عزیزخدا برکتتون بده

نظر پری :

خدابهت برکت بده خواهر عزیزم عالی بود

نظر پری :

خدابهت برکت بده خواهر عزیزم عالی بود

نظر پویا صوفی :

خواهر عزیزم واقعا شهادت عالی بود خدا برکتتون بده

نظر مسیح :

خواهر خوبم خدا بت برکت بده عزیزم از خدا برات شادی و آرامش همرا با پری روح القدس میطلبم

نظر رویا :

خواهر سودابه جان شهادت عالی بود خدا بهتون برکت بده

نظر Saeed :

برکت خدا بر تو خواهر سودابه. در محبت مسیح

ارسال پیام

  • سازمان مسیحی ۲۲۲
    • چگونه سازمان بین المللی مسیحی ۲۲۲ آغاز به کار کرد؟ ۲۲۲ در اواخر دهه ۸۰ میلادی آغاز به کار کرد. این زمانی بود که رهبران ارشد کلیسای ایران ، ایران را ترک کردند تا به دعوت خدا برای ایرانیان پراکنده در جهان کلیسا تأسیس کنند و رهبرانی جهت بازگشت به ایران و بازپس گیری زمین برای مسیح تربیت کنند. یکی از اولین میوه های ۲۲۲ در سال ۱۹۹۱ اتفاق افتاد. زمانی که ایرانیان مسیحی در کنفرانسی برای مشارکت ، تعلیم و اینکه از خداوند بشنوند، در دانمارک باهم جمع شدند. از آن زمان به بعد ۲۲۲ در فعالیتهای پیشگامانه به منظور تربیت و تعلیم رهبرانی که می توانند روی قوم ایران در هر سطحی از جامعه تأثیر بگذارند، دخیل بوده است. مضمون مشترک در تمامی خدمات ۲۲۲ توسط آنچه که خدا در ابتدا به رهبران داده الهام گرفته شده است : ” ایران یک روز برای انجیل باز خواهد شد. وظیفه شما کمک به کلیسای ایران و بطور خاص مسیحیان در غربت است تا برای این زمان بازشدن و آمادگی محصول آماده باشند. رهبرانی را تربیت کنید که بتوانند رهبران دیگری را آماده کنند. کارگر برای محصول آماده کنید و مردم را آماده کنید.” در اوایل دهه ۹۰ میلادی رهبران ۲۲۲ متوجه شدند که باید خدمات مختلفی که هرکدام از آنها درگیر آن بودند را تحت یک اسم و رویای مشترک دربیاورند. بعد از دعا و طلبیدن خدا ،آنها احساس کردند که خدا ۲و ۲ و ۲ را در قلبشان می گذارد. آنها کتاب مقدس را جستجو کردند و دوم تیموتائوس باب ۲ آیه ۲ را مطابق با رویای سازمان یافتند : ” و آنچه به شهود بسیار از من شنیدی ، به مردمان امین بسپار که قابل تعلیم دیگران هم باشند.” و به همین ترتیب خدمات به نام سازمان مسیحی ۲۲۲ نام گرفت. برای اطلاعات بیشتر در مورد آغاز و گذشته سازمان ۲۲۲ لطفا با آدرس ایمیل info@222ministries.org با ما مکاتبه کنید .

  • سایت های مرتبط
    • برای مشاهده دیگر وب سایت های سازمان می توانید از پرتال سازمان (فارسی نتورک) استفاده نمایید