داستان مسیح


داستان مسیح


داستان مسیح


سلام من محمد هستم در یکی از شهر های جنوبی  ایران به دنیا اومدم و پس تغییر و تبدیلی که در مسیحیت پبدا کردم ،اسم خودم رو به مسیح تغییر دادم  و الان دوستانم من را مسیح صدا میزنند .
امروز میخوام براتون بگم که چه کسی بودم الان چه کسی هستم و چه کسی این کار رو برای من کرد که تبدیل بشم به این شخصی که الان هستم .
یک پلی بک میزنیم به زندگی خودم که برای اینکه بهتر من رو بشانسید من در نوجوانی ادم خیلی خجالتی بودم بچه درسخون بودم و در کنار درس ورزش میکردم .
وقتی که 18 سالم شد به یکباره ورزش رو کنار گذاشتم و اعتیاد پیدا کردم ، یک سال مواد مخدر مصرف کردم.
و بعدش ترک کردم،وقتی ترک کردم یک سال بعد از شهر محل سکونت خودم خارج شدم و در یکی از شهر های مرکز ایران سکونت کردم.
در اونجا اولش خوب بود اولش سیگار نمیکشیدم ولی خب من همیشه یک احساس تنهایی خیلی شدیدی با خودم داشتم و یک خلاء   در خودم میدیدم که با هیچ چیزی نمیتونستم پرش کنم با ورزش نتونسته بودم با اعتیاد و سیگار فکر میکردم که میتونم اون را پر بکنم و دوباره شروع کردم به سیگار کشیدن ،الکل خوردن و مواد مخدر مصرف کردن ،اوایلش کم بود ،اوایلش زیاد استفاده نمیکردم ولی وقتی که وارد دانشگاه شدم ، مواد مخدر صنعتی جدیدی وارد بازار شده بود به اسم شیشه و من شیشه مصرف کردم .
شیشه که مصرف کردم انرژی کاذب زیادی گرفتم و تونستم که کارای خیلی قشنگی بکنم ،یک اعتماد بنفس کاذب زیادی بهم دست داده بود میرفتم توی جمع صحبت میکردم،شده بودم  یک سخن گوی عالی ،ولی وقتی شیشه مصرف نمیکردم نمیتونستم یک کلمه هم حرف بزنم، گذشت و اعتیاد من شدید تر شد 
اولیل فقط برای امتحان ها یا کنفرانس، که کنفرانس هم فقط با قدرتی که مواد مخدر بهم میداد میتونستم انجام بدم .
ولی بع خودم اومدم دیدم من روزانه دارم شیشه مصرف میکنم و عملا شد روزی دو گرم ،دیگه نمیتوستم شیشه رو کنار بگذارم ،شیشه شده بود جزیی از زندگی من ،  وقتی که عملم  سنگین شد فقط روزی یک گرم میکشیدم تا ادم بشم یک گرم هم میکشیدم تا بتونم ار خونه بزنم بیرون .
گذشت و من به خدمت رفتم توی خدمت سربازی عملم بیشتر شده بود چون شیشه توی اون شهر ارزون بود و به راحتی میتونستم تهیه کنم و مصرف کنم .
همیشه پسرا بهترین خاطرات رو از دوران سربازی شان دارند ولی من به خاطر اینکه تمام مدت سربازی رو در مواد مخدر بودم هیچ خاطره ای رو از اون زمان ندارم .در زمانی که اعتیاد شدید داشتم 
دیدم باز هم تنهام باز هم اون خلاء ای که در خودم حس میکردم هنوز هستش در کنار این ها من که یک ادم خجالتی بودم . 
خجالت رو کنار گذاشته بودم ،جسور شده بودم ولی  یک جسور بی ادب به و به همه بی احترامی میکردم مخصوصا به خانواده خودم ،برای کسی احترام قائل نبودم و وقتی که خمار میشدم و مواد میخواستم رحم نمیکردم به کسی میگفتم باید به من پول بدید من خسته شده بودم از مواد مخدر 
تنهاییم یک طرف ،خشمم یک طرف ،در گناه افتاده بودم سعی میکردم رابطه های جنسی مختلف برای خودم جور بکنم و فکر میکردم تنهاییم رو با جنس مخالف میتونم پر کنم ولی نمیتونستم و یکی از دوستان بهم معرفی شد که به مسیح ایمان اورده بود و مثل من بوده .
و من فقط دنبال یکی میگشتم که کمکم کنه بنابراین اول تو خونه خوابیدم ،یک ماه ، دو ماه مواد از بدنم بیرون رفت و بعد رفتم پیش اون دوست ،فقط یکی رو میخواستم که کمکم کنه و به محض اینکه گفت عیسی مسیح میتونه به تو کمک بکنه من سریعا پذیرفتم و گفتم بله میخوام ،میخوام که کمکم کنه و ایمان اوردم و بعد رفتم توی خونه یک ماه بعد ،دو ماه بعد گذشت دیدم نه من هنوز تنهام هنوز اون جور که باید خلاء درونم پر نشده و نشسته بودم انجیل میخوندم دیدم نه فایده ای نداره چرا خدای من چرا من تنهام ،عیسی مسیح به من گفتن تو عیسی را بپذیر تو از تنهایی در می آیی ،میتونی وارد یک  رابطه عاشقانه بشی پس چرا من این جوریم .
خدا با من حرف زد و گفت که نزد من بیایید ای همه زحمت کشان و گران باران به یادم اومد که من باری پر از گناه داشتم من خیلی گناه روی دوشم بود و توبه نکرده بودم من فقط زبونی عیسی مسیح پذیرفته بودم ، بنابراین زانو زدم و خواستم که گناهان من رو ببخشه اونجا بود که روح القدس درمن کار کرد و من انقلابی روحانی در خودم پیدا کردم و دیدم که چه تغییری کردم  الان خانواده من که من رو طرد کرده بودن و احترامی نمیزاشتند و از من  میترسیدن الان عاشقانه من رو دوست دارند و من هم دوستشون دارم ،الان این جرعت رو دارم که بدون این که بخوام مواد مخدر مصرف کنم میتونم جلوی دوربین با هزاران نفر صحبت کنم.
الان اون اعتماد به تفسی رو که میخواستم رو دارم ،احساس تنهایی نمیکنم ،من دیگه تنها نیستم چون خدا رو پیدا کردم در عیسی مسیح ،عیسی مسیح به من کمک کرد تا بتونم یک رابطه ی عاشقانه که من دنبالش توی جنس مخالف میگشتم در ارتباط با خدا پیدا بکنم عیسی مسیح تبدیل کرد من رو  و شما دوست عزیز اگر فکر میکنی که نمیتونی ، اگر فکر میکنی اعتیاد اذیتت میکنه و نمیتونی ترک کنی کافیه که از عیسی مسیح کمک بخوای و مطمئن باش خداوند به تو کمک کنه و عیسی مسیح اقاست بزور وارد زندگی کسی نمیشه  اون درب تورو میکوبه و اگر تو در رو به روش باز کنی اون وارد زندگیت میشه عیسی مسیح رو وارد زندگیت کن تا مثل من نجات پبدا بکنی .

داستان مسیح


شما با پر کردن این فرم می توانید با شهادت دهنده این ویدئو در ارتباط باشید و سوال های خود را از ایشان بنمایید


پیام های شما (15)

نظر نیلوفر :

خدا رو شکر برای وجودت داداش عزیزم واقعا خوشحالم تو و زندگیت شهادتی زنده برای من و امثال من عستی

نظر پویا صوفی :

برادر عزیزم مسیح جان واقعا شهادت عالی بود خیلی برکت گرفتیم خدا بهت برکت بده

نظر فریبا :

فیض عظیم خداوند با شما بسیارعالی وبنا کننده بود خدا روشکر

نظر مسیح :

مرسی برادر پویا٫ شکر برای وجودتان

نظر متیو :

خداروشکر میکنم برای وجودت مسیح جان و همچنین برای شهادت نیکو که به اشتراک گذاشتی .خداوند به شما برکت بدهد.

نظر دانیال :

فیض وبرکت خداوندباشمابرادرعزیزم.مرسی ازشهادت زیبای شمابسیارپرکت بودوعالی.

نظر مسیح :

ممنون از همه ی خواهران و برادران عزیز ، فیض و برکت عیسی مسیح همواره با شما باشد از حال تا ابدالآباد

نظر مسیح :

مرسی برادر مرتضی شکر برای خداوند عیسی مسیح که دستمو گرفت و نجاتم داد، و شکر برای وجود شما عزیزانم

نظر دانیال :

فیض وبرکت خداوندباشمابرادرعزیزم.مرسی ازشهادت زیبای شمابسیارپرکت بودوعالی.

نظر بهنوش :

خدا برکتتون بده عالی بود . مرسی

نظر پری :

مسبح جان مرسی برای شهادت وشهامت عالیت خدارو شکر برای وجودت

نظر مسیح :

مرسی متیو جان، جلال بر عیسی مسیح، شکر خدا که منو نجات داد

نظر مسیح :

مرسی خواهر پری، این شهامت رو عیسی مسیح در من ایجاد کرده و جلالش بر عیسی مسیح است، من شکر میکنم که خداوند منو نجات داد، و برای همه ی عزیزانی که درد های گذشته ی من رو الان دارند دعا میکنم تا قلبشون رو به روی عیسی باز کنند و نجات رو بگیرند

نظر مرتضی :

عجب شهادت بنا کننده ای مرسی مسیح جان ، حقیقتا تبدیل شما عظیم است خدا رو شکر برای وجودتون . برکت خداوند با شما باشد

نظر مارال :

برکت خدای زندہ با شما مسیح جان.🌹✝🌹💟🌹🌹☺️

ارسال پیام

  • سازمان مسیحی ۲۲۲
    • چگونه سازمان بین المللی مسیحی ۲۲۲ آغاز به کار کرد؟ ۲۲۲ در اواخر دهه ۸۰ میلادی آغاز به کار کرد. این زمانی بود که رهبران ارشد کلیسای ایران ، ایران را ترک کردند تا به دعوت خدا برای ایرانیان پراکنده در جهان کلیسا تأسیس کنند و رهبرانی جهت بازگشت به ایران و بازپس گیری زمین برای مسیح تربیت کنند. یکی از اولین میوه های ۲۲۲ در سال ۱۹۹۱ اتفاق افتاد. زمانی که ایرانیان مسیحی در کنفرانسی برای مشارکت ، تعلیم و اینکه از خداوند بشنوند، در دانمارک باهم جمع شدند. از آن زمان به بعد ۲۲۲ در فعالیتهای پیشگامانه به منظور تربیت و تعلیم رهبرانی که می توانند روی قوم ایران در هر سطحی از جامعه تأثیر بگذارند، دخیل بوده است. مضمون مشترک در تمامی خدمات ۲۲۲ توسط آنچه که خدا در ابتدا به رهبران داده الهام گرفته شده است : ” ایران یک روز برای انجیل باز خواهد شد. وظیفه شما کمک به کلیسای ایران و بطور خاص مسیحیان در غربت است تا برای این زمان بازشدن و آمادگی محصول آماده باشند. رهبرانی را تربیت کنید که بتوانند رهبران دیگری را آماده کنند. کارگر برای محصول آماده کنید و مردم را آماده کنید.” در اوایل دهه ۹۰ میلادی رهبران ۲۲۲ متوجه شدند که باید خدمات مختلفی که هرکدام از آنها درگیر آن بودند را تحت یک اسم و رویای مشترک دربیاورند. بعد از دعا و طلبیدن خدا ،آنها احساس کردند که خدا ۲و ۲ و ۲ را در قلبشان می گذارد. آنها کتاب مقدس را جستجو کردند و دوم تیموتائوس باب ۲ آیه ۲ را مطابق با رویای سازمان یافتند : ” و آنچه به شهود بسیار از من شنیدی ، به مردمان امین بسپار که قابل تعلیم دیگران هم باشند.” و به همین ترتیب خدمات به نام سازمان مسیحی ۲۲۲ نام گرفت. برای اطلاعات بیشتر در مورد آغاز و گذشته سازمان ۲۲۲ لطفا با آدرس ایمیل info@222ministries.org با ما مکاتبه کنید .

  • سایت های مرتبط
    • برای مشاهده دیگر وب سایت های سازمان می توانید از پرتال سازمان (فارسی نتورک) استفاده نمایید